محمد تقي جعفري

253

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

آن چنان كه حق ز لحم و استخوان از شهان باب صغيرى ساخت هان ( ( 2999 ) ) اهل دنيا سجدهء ايشان كنند چون كه سجدهء كبريا را دشمنند اگر انسان با ميل و اختيار به خدا سجده نكند ، با اجبار و اكراه ديگران را خواهد پرستيد . در مضمون ابيات مورد تحليل مسائل مهمى وجود دارد كه ما به طور اختصار به آنها متذكر مىشويم : مسئله يكم - احساس لزوم پرستش در نهاد انسانى وجود دارد ، تا جايى كه گروهى از روان شناسان اين احساس را يكى از غرايز شمرده‌اند . اخلال به فعاليت غريزهء مزبور مانند اخلال به فعاليت ساير غرايز موجب اختلالات روانى مىگردد و اين كه افرادى بدون پرستش موضوعى در دنيا زندگى مىكنند ، [ اگر چنين افرادى پيدا شوند . ] و ناهماهنگى روانى در آنان ديده ن مىشود ، بدان جهت است كه خود آگاه يا ناخود آگاه با فعاليتها و اميال ديگر ، آن غريزه را سركوب يا جبران كامل به وسيلهء ناقص مىنمايند . چنان كه كسى كه غريزهء جنسى را مثلًا سركوب كند ، با گربه بازى و گل بازى و موسيقى و . . . مىتواند آن را جبران كند . اين جبرانها اختلال روانى ناشى از سركوب شدن غريزهء جنسى را اصلاح نمىكند ، بلكه مشغوليتى است كه انسان براى خود فراهم مىآورد و خود را تخدير مىكند ، همچنين غريزهء پرستش . اين كه گفتيم : [ اگر چنين افرادى پيدا شوند ] براى اين بود كه با نظر كلى به قديمترين دوران زندگى بشرى و در جوامع گوناگون و با شرايط مختلف ، انسان